• شنبه ۱۷ تیر ماه، ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۷
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 964-5190-5
  • خبرنگار : 59021
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

یادداشت مهمان؛

جامع نگری، ریسمان مفقود چرخه حیات باغستان سنتی قزوین

ایسنا منطقه قزوین، یادداشت میهمان، شکوه کرمانشاهانی؛ «دهم محرم به قزوین رسیدم. باغستان بسیار داشت، بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود و قزوین را شهری نیکو دیدم، بارویی حصین و کنگره بر آن نهاده، مگر آنکه آب در وی اندک بود و منحصر به کاریزها در زیرزمین»، بخشی از سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی؛ قرن چهارم هجری قمری.

در سال‌های اخیر به‌طور مکرر در صحبت‌های مسئولین استانی و شهری و نمایندگان شورای شهر در مورد اهمیت باغستان سنتی و اراده‌ی مدیریتی بر رفع مشکلات شنیده‌ایم، اما باغداران باغستان سنتی همچنان تنها کسانی هستند که بار دشواری‌های کار در باغستان سنتی را بر دوش می‌کشند و نهادهای مسئول به‌جز اقدامات بسیار محدود و موردی اقدام اصولی و تأثیرگذاری برای باغستان و باغداران انجام نداده‌اند.

باغستان سنتی قزوین که با قدمت بیش از هزار سال و با وسعت حدود 2500 هکتار، از سه طرف شهر قزوین را در برگرفته است، مجموعه‌ای است بسیار زیبا از باغات درهم‌تنیده و بی حصار که درختان بادام، پسته و بهترین بوته‌های انگور را در خود جای‌داده است.

باغستان سنتی، مهم‌ترین شاخصه محیط‌زیستی استان قزوین است که تأثیری فرا استانی دارد و یک‌تنه در برابر هجوم ریز گردها و آلودگی‌های صنعتی ایستاده است. زیبایی باغستان، ترکیب ویژه باغات بدون حصار در یک پهنه 2500 هکتاری، تنوع ژنتیکی درختان، وجود درختان چند صدساله و مقاوم به تنش خشکی و از همه مهم‌تر شیوه بسیار هوشمندانه و منحصربه‌فرد در مدیریت بومی آب ازجمله مشخصه‌های باغستان است که جملگی غیرقابل جایگزین هستند.

اهمیت باغستان سنتی وقتی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم اکوسیستم منطقه و درنتیجه تمدن در شهر قزوین بر پایه باغستان شکل‌گرفته است. مجموعه‌ای شگفت و بی‌نظیر که نشان از هوشمندی ساکنان شهر در تعامل با منابع زیستی خود از راه تبدیل تهدیدهای طبیعی به فرصت زندگی دارد.

حسین بشارت در کتاب ‌«شهر من یزد» به این نکته بسیار مهم اشاره می‌کند که «تمدن بشری از مناطقی آغازشده است که کار و کوشش ساکنان آن سرزمین‌ها نتیجه‌بخش بوده است.» بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تمدن شهری در قزوین بر محوریت باغستان شکل‌گرفته است. به‌عبارت‌دیگر روابط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی در شهر قزوین نه‌تنها متأثر از باغستان بلکه مستقیماً از موجودیت و هویت باغستان سنتی اخذشده است. همین امر باعث شد که باغستان سنتی قزوین در سال 1393 به‌درستی به‌عنوان میراث فرهنگی در فهرست آثار ملی به ثبت برسد.

باغستان به‌صورت سنتی در قزوین نقطه ثقل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر بوده است اما در حدود 60 سال اخیر از رقابت با صنعت، رقابت با تجارت مبتنی بر درآمدهای نفتی و به‌خصوص از رقابت با بازار مسکن بازمانده. طی این دوران، مدیران به اصول توسعه پایدار اشراف نداشته‌اند و یا به آن بی‌توجه بوده‌اند. درنتیجه چنین رویکرد و رفتاری، باغستان به حاشیه رانده‌شده است.

شهر قزوین بدون تردید برای ادامه حیات نیاز به احیای باغستان دارد. برای این ادعا دلایل متعددی وجود دارد. علاوه بر دارا بودن مزایای بی‌بدیل محیط‌زیستی و فرهنگی، باغستان وسیع‌ترین آبخوان منطقه قزوین است و با شیوه آبیاری مبتنی بر دانش بومی، آب‌های سطحی را به سفره‌های زیرزمینی بازمی‌گرداند. نقشی که در آینده نزدیک و شاید حتی آینده دور جایگزینی ندارد.

اما باغستان سنتی قزوین مانند بسیاری دیگر از باغات، اراضی کشاورزی، جنگل‌ها و کوه‌ها مورد هجمه توسعه نامتوازن از یک‌سو و بی‌توجهی عمومی به حفظ منابع زیستی از سوی دیگر قرار دارد.

بخشی از مشکلات آن به تغییر سبک زندگی برمی‌گردد که بعضی از کارکردهای باغستان را از چرخه‌ی زندگی شهری خارج کرده است. استفاده از هیزم برای گرما و علوفه‌ی باغستان برای دام از این جمله هستند که در این موارد می‌توان و باید به کارکردهای جایگزین اندیشید.

 اما بخش بزرگ‌تر و مهم‌تر مشکلات باغستان، در مدیریت باغستان خلاصه می‌شود. مدیریت سنتی باغستان، طی بیش از هزار سال شکل‌گرفته و مبتنی بر اشتراک منافع و اشترک منابع عمل کرده است. در این سیستم، ساختار و المان‌های فیزیکی به‌دقت تعریف‌شده‌اند. مدیریت منابع مشترک ازجمله رودخانه‌ها تعریف‌شده و مستند هستند. ساختار مدیریتی بر مبنای سه نقش اساسی باغدار، باغبان و دخو به بهترین شکل عمل می‌کرده است و بر تمامی منابع و منافع موجود در باغستان اشراف داشته است.

خوشبختانه برخلاف باغات شهرهای دیگر ایران ازجمله شیراز، در باغستان سنتی قزوین هنوز بسیاری از المان‌های مدیریتی به حیات خود ادامه می‌دهند. ساختار محل‌ها و چاخانه‌ها، مدیریت رودخانه‌ها، نوبت‌های آبیاری مبتنی بر طومار آب، همه به قوت خود باقی هستند و به حیات خود ادامه می‌دهند.

آنچه بیش از همه آسیب‌دیده است ساختار مدیریت محل‌های باغستان بر مبنای باغبان و دخو است. از طرف دیگر، سیستم مدیریت شهری در این چند دهه تغییرات بسیاری داشته و سازمان‌های متعددی با قوانینی تازه متولدشده‌اند که هرکدام به طریقی در باغستان مداخله دارند. سازمان جهاد کشاورزی، محیط‌زیست، میراث فرهنگی و شهرداری همه در ارتباط با باغستان، وظایف و اختیاراتی دارند.

قاعدتاً وجود این سازمان‌ها باید فرصتی باشد برای رفع مشکلات باغستان ازجمله کمبود آب و امنیت در شرایط جدید زندگی شهری. اما در عمل چنین حمایتی از باغستان صورت نگرفته و حتی در مواردی دخالت نهادهای دولتی منجر به مشکلات و تخریب‌های قابل‌توجهی در باغستان شده است.

سؤال مهم اینجاست که درحالی‌که فلسفه وجودی سازمان‌های دولتی و مدیریت شهری برای ارتقاء سطح مدیریتی است که باید منجر به روش‌های کارا و علمی بشود، چرا در مورد مهم‌ترین موجودیت هویتی، کشاورزی، اجتماعی و محیط‌زیستی قزوین یعنی باغستان این امر میسر نشده است؟

به نظر ما، پاسخ این سؤال یک نکته بیشتر نیست. باغستان متولی مشخصی ندارد. ما پیش‌ازاین، مشکل را چند متولی بودن باغستان می‌نامیدیم ولی اکنون معتقدیم باغستان اساساً متولی دولتی مشخص، قدرتمند و تعریف‌شده در قانون ندارد که در سایه حمایت آن بتواند سیستم خود را در شرایط جدید بازتعریف و بازسازی کرده و در سایه آن جایگاه شایسته‌ی خود را بازیابد.

در غیبت چنین نهادی، طرح جامع حفاظت و احیاء باغستان سنتی شکل نگرفته است. چراکه در عمل هرکدام از سازمان‌های مرتبط از منظر خود به باغستان می‌نگرند و خود را ملزم به رعایت مصوبات یکدیگر نمی‌دانند. موضوع مهم‌تر این است که مسائل باغستان به‌شدت درهم‌تنیده هستند. آب، امنیت، اقتصاد، مالکیت، راه دسترسی و غیره قطعاتی از جورچین باغستان هستند که در مدیریت سنتی بر پایه تجربه و مهارت در یک طراحی جامع مدیریت می‌شدند.

تصمیماتی که به‌صورت مورد به مورد برای حل مشکلات باغستان اتخاذ می‌شود نه می‌تواند این درهم تنیدگی را به‌طور کامل لحاظ کند و نه می‌تواند کنترل اثرات مخرب هر تصمیم را در نبود یک مدیریت و نظارت واحد تضمین کند. به‌عبارت‌دیگر در فقدان یک متولی بالادستی که تمامی سازمان‌های مرتبط ملزم به تمکین دستورات آن باشند نه می‌توان انتظار داشت که مصوبات اجرا شود و نه سازوکاری نظارتی، کارا و سریع العمل وجود خواهد داشت تا بتواند جلوی تخلف از مصوبات را بگیرد.

بنابراین استدلال اتخاذ هر تصمیم موردی، هرچند خیرخواهانه در چنین شرایطی ممکن است منتج به تخریب باغستان شود و سودی را متوجه باغستان و باغداران نکند و حتی بیم آن می‌رود که زمینه را برای سوءاستفاده سوداگران فراهم نماید.

در شرایط آشفته هر تصمیمی آسیب‌زاست و برای حصول نتیجه مثبت برای باغستان و باغداران، راهی به‌جز جامع‌نگری و پرهیز از اقدامات موردی و عجولانه وجود ندارد. طرح جامع به‌منزله ریسمانی است که می‌تواند با کنار هم قرار دادن راهکارها، چرخه‌ی حیات باغستان را احیاء کند.

قدم اول برای حصول چنین جامعیتی، تعیین متولی جامع و صالح است. مشکلات آب، راه دسترسی، امنیت و اقتصاد راه‌حل‌های خوبی دارند که در طرح‌های متعدد پیشنهادشده‌اند ولی به دلیل نبود دستگاهی حمایتی در قالب یک‌نهاد متولی، عقیم مانده‌اند.

بدون تردید نهادی که می‌تواند نقش بسیار مؤثری در نیل به این هدف ایفا کند، شورای اسلامی شهر است. شورای شهر به‌عنوان پارلمان محلی، شهردار را تعیین می‌کند و بر سیاست‌های توسعه شهری نظارت می‌کند. بنابراین انتظار می‌رود برای عمل به وظیفه ذاتی خود، توسعه شهر را بر محوریت باغستان مدیریت کند.

حفظ و احیاء باغستان از مهم‌ترین شعارهای انتخاباتی اعضای شورا بوده است. ما انتظار و امید داریم شورای جدید برای تدوین طرح مدیریتی اقدام جدی و عملی انجام دهد.

انجمن توسعه حیات شهر

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: