• پنجشنبه ۱۷ خرداد ماه، ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۵
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 973-3294-5
  • خبرنگار : 59008
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

/یادداشت/

صدبار اگر توبه شکستی بازآ...

به گزاش ايسنا منطقه قزوين، کفش‌هایم را می‌گذارم گوشه هشتی و وارد مسجد می‌شوم؛‌ صدای قاری فضای مسجد را مملو از عطر آیات قرآن کرده است. خانم‌ها در گوشه و کنار نشسته‌اند؛ هنوز به آغاز قرائت دعای جوشن کبیر اندکی زمان باقی است، موبایلم را خاموش و همین‌طور بی‌هوا قرآن کوچکم را باز می‌کنم، سوره حجرات می‌آید.

هنوز مشغول خواندن نشده‌ام که نگاهم می‌افتد به دختر بچه‌ای که آرام و خواب‌آلوده در کنار مادرش نشسته است؛‌ چادری با گل‌هایی صورتی به سر دارد و یک کتاب دعای کوچک در دستش گرفته است.

برای دخترک دست تکان می‌دهم و چشمک می‌زنم و دخترک انگار که از حرکت من خوشش نیامده باشد صورتش را به طرف دیگری می‌گیرد.

به‌محض اینکه می‌خواهم شروع به خواندن کنم مجری برنامه اعلام می‌کند دعای جوشن کبیر آغاز شده است، قرآن را می‌بندم و داخل کیف می‌گذارم و دل به اسماء الله می‌دهم؛‌ می‌خواهم از دنیا و تمام متعلقات آن رها شوم و دقایقی روحم را به صدای الغوث الغوث مردم پیوند بدهم.

هنگام خواندن اسما الهی روی معانی کلمات دقت می‌کنم؛‌ کلمات بر اندیشه‌ام جاری می‌شوند؛‌ هر بار که فراز «اللهمانی اسئلک...» را می‌خوانم سر را بلند می‌کنم و به صورت مردم دقیق می‌شوم؛‌ بعضی به پهنای صورت اشک می‌ریزند،‌ بعضی زیر لب زمزمه می‌کنند و بعضی تمام فرازها را با صدای بلند می‌خوانند.

چشمم از پنجره حفاظ شده مسجد به آسمان می‌افتد که امشب چقدر قریب و غریب است، انگار امشب خداوند از آنچه که ما فکر می‌کنیم به ما نزدیک‌تر است.

دعا به نیمه رسیده و خستگی در چهره مردم مشهود است؛‌ خانم مسنی که به ستون کنارمن تکیه داده است و از درد پا ناله می‌کند هر ربع ساعت یک بار از من زمان را می‌پرسد و بعد زیر لب می‌گوید: «الان حاج آقا بیدار می شه» نگاه خیره مرا که متوجه خود می‌بیند انگار که بخواهد جمله‌اش را کامل کند ادامه می‌دهد: «مریضه، گذاشتمش خونه اومدم،‌ برنامه این مسجد هم خیلی طول کشیده؛ به فکر مردم نیستن، کم کم باید بلندشم برم».

سرم را به سمت چپ برمی گردانم پسربچه‌ای که دو دندان شیری ردیف بالا ندارد کتاب دعایی را روی سرش گذاشته و الغوث الغوث گویان آرام کنار مادرش نشسته است اما نگاهش به کودکانی است که از میان خانم‌ها این طرف و آن طرف می‌روند؛‌ گاه نیز از شدت خواب آلودگی چشمانش بسته می‌شوند اما همچنان کتاب را بالای سرش نگه داشته است.

کودکی آرام سر بر زانوی مادرش گذاشته است،‌ نگاهم می‌افتد روی چهره مادر کودک که بلند و رسا خداوند را می‌خواند، اشک در چشمان آرایش شده‌اش حلقه زده و آرام روی گونه‌اش می‌چکد و سیاهی‌ها را پایین می‌آورد، زن با سفیدی دستمال رگه‌های سیاه شده روی صورتش را پاک می‌کند.

روی چهره آرایش شده زن و ناخن‌های لاک زده‌اش دقیق می‌شوم،‌ ذهنم منحرف می‌شود و لحظه‌ای او را قضاوت می‌کنم؛ به خودم که می‌آیم فراز دعا را گم کرده‌ام؛‌ بهت‌زده زیر لب استغفرالله می گویم و می‌خواهم دعا را ادامه بدهم اما دیگر نمی‌توانم از زن چشم بردارم.

لحظاتی بعد، او طوری ناامیدانه ناله می‌کند که انگار آهن مذاب در قلبش می‌ریزند؛‌ می‌خواهم دست روی شانه‌اش بگذارم اما دلم نمی‌آید ارتباطی که با معبودش برقرار کرده را قطع کنم فقط زیر لب می‌گویم: این درگه ما درگه نومیدی نیست/ صدبار اگر توبه شکستی بازآ...

دعا تمام می‌شود؛ زمان تجدید وضو است، یک آن به یاد دیالوگ پرویز پرستویی در «مارمولک» می‌افتم که می‌گفت: خدا که، فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست خدا، خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد؛ فی‌الواقع خداوند اند لطافت، اند بخشش، اند بی‌خیال شدن، اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است.

نفس عمیقی می‌کشم و از کیفم شکلاتی بیرون می‌آورم و به طرف زن می‌گیریم و می‌گویم حلال کن! زن ثانیه‌ای نگاهم می‌کند و شکلات را می‌گیرد و بعد لبخندش را به صورتم می‌پاشد.

قرآن را از کیفم بیرون می‌آورم و سوره حجرات را باز می‌کنم و چشمم روی جمله «خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است» ثابت می‌ماند.

آری به‌راستی شب قدر، فرصتی مغتنم برای شستشوی دل از ناپاکی و آلودگی و سبک شدن روح از بار گناهان است که در آن بنده نادم با دیدگانی اشک‌بار و دلی شکسته و با اظهار شرمساری و پشیمانی از عملکرد خود به درگاه الهی توبه کرده و برای ادامه مسیر در صراط مستقیم از خداوند مدد می‌گیرد.

يادداشت از زهرا عبداللهی‌ خبرنگار ايسنا منطقه قزوين

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: