• پنجشنبه ۱۹ مهر ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۸
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 977-3594-5
  • خبرنگار : 59001
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا

با خون شهید، بیعتی تازه کنیم/ 5

دفتر زندگی سیدآزادگان از اسارت تا عروج(بخش سوم)

هنوز طعم شیرین پیروزی بر طاغوت در کام مردم رنجدیده ایران اسلامی، کامل نشده بود و کشور از لوث وجود دست نشاندگان رژیم پهلوی، پاک نگردیده بود که شیاطین شرق و غرب، برای خاموش کردن فریاد حق طلبانه ملتی که می‌رفت تا الگوی همه کسانی باشد که تحت ظلم و جور قرار داشتند، با علم کردن دیوانه‌ای به نام صدام حسین، در غرب و جنوب ایران، آتش جنگی خانمان‌سوز را برافروختند.

به گزارش ایسنا منطقه قزوین،
در این برهه حساس که ارتش در نابسامانی‌اشی از حذف امرای آمریکایی خود قرار داشت و از سازمان‌دهی لازم و کافی برخوردار نبود، می‌بایست مردمی که با اتحاد و همدلی خود، رژیم پهلوی را سرنگون کردند، اداره جنگ را نیز به عهده گیرند و با ابتدایی‌ترین اسلحه و تجهیزات جنگی در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح صف‌آرایی کرده و ضمن بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغال‌شده، دشمن را از ادعای فتح کوتاه‌مدت ایران، ناامید و مأیوس کنند.

سید علی‌اکبر ابوترابی، «درست در آغاز جنگ تحمیلی، از قزوین با لباس رزم، رو به‌سوی جبهه آورده و در کنار شهید دکتر مصطفی چمران در ستاد جنگ‌های نامنظم به سازمان‌دهی نیروهای مردمی پرداختند و شخصاً به مأموریت‌های شناسایی رژیمی و دشوار می‌رفتند. آزادی منطقه پرحادثه و خطرناک «دب حردان» به فرماندهی وی در رأس یک گروه متشکل از 100 رزمنده سر از پا نشناخته، یکی از اقدامات وی است.

سرانجام در روز 26 آذر 59، دریکی از مأموریت‌های شناسایی درحالی‌که هفت کیلومتر از نیروهای خودی فاصله گرفته و تا 200 متری دشمن پیشروی کرده بود، درراه بازگشت، مورد شناسایی و تعقیب دشمن قرار گرفت و به اسارت درآمد و بیش از 10 سال رنج اسارت را در اردوگاه‌هاى عنبر، موصل ۱، ۳، ۴ و رمادیه و تکریت ۵، ۱۷، ۱۸ و نیز سلول‌هاى زندان‌هاى بغداد به جان خرید و در سیاه‌ترین ایام تاریخ معاصر، هدایت و رهبری نسلی را با ترسیم خط‌مشی كلي اسارت به عهده گرفت و به‌مانند پدری مهربان با استقامت خونین خود در دل اردوگاه‌های دشمن، صفحات زرّینی در سینه تاریخ به ثبت رسانده و شمه‌هایی به‌یادماندنی از صفات پسندیده الهی را در برابر آن‌ها به معرض نمایش گذاشت ازاین‌رو با تصور واژه «آزادگان»


سید علی‌اکبر ابوترابی در خصوص چگونگی اسارت خود، می‌گوید: «در تاریخ 26/9/59 در تپه‌های الله‌اکبر به اسارت درآمدم، در تپه‌های الله‌اکبر مدت یک سالی بود که دشمن در مرتفع‌ترین قله‌ها سنگر گرفته بود و زمین مسطح وسیعی جلش خالی بود ... ما هم با یک گروهی که مسئولیت کلی آن را مرحوم شهید دکتر چمران این بنده صالح خدا عهده‌دار بودند، وارد عمل شدیم.
... ما افتخار پیدا کردیم که با حدود 100 نفر از بین دشمن عبور کنیم و از پشت با دشمن درگیر بشویم تا نیروها بتوانند این فاصله 7 کیلومتر را پیشروی کنند ... روز دوم بود که لازم بود یک شناسایی دقیقی برای عبور شب دوم داشته باشیم لذا ما برای شناسایی رفتیم ... به‌طوری‌که فاصله ما با آن‌ها کمتر از 200 متر بود ... شناسایی شدیم».

شهادت‌نامه شهید چمران، در رثای سید علی‌اکبر ابوترابی که گمان قوی بر شهادت وی داشت، گواهی گویا در نقش تعیین‌کننده وی در محورهای عملیاتی جنوب کشور است.

سید علی‌اکبر ابوترابی، روزهای اول اسارت خود را چنین به تصویر می‌کشد: «در سلول برای اعتراف گرفتن چندین بار مرا به‌پای چوبه دار بردند و شماره 1 و 2 را گفتند و دوباره برگرداندند. در طول روز چندین بار مرا بردند و آوردند. بالاخره شب مرا به مدرسه العماره بردند و یک تیمسار عراقی به افرادی که آنجا بودند گفت: این حق خوابیدن ندارد. ما نیمه‌شب برای اعتراف گرفتن می‌آییم، اگر اطلاعات لازم را به ما نداد سرش با میخ سوراخ می‌کنیم. نیمه‌شب هم آمدند و سرم را با میخ سوراخ کردند؛ ولی ضربه طوری نبود که راحت شوم».

آن روزهایی که سید علی‌اکبر ابوترابی، در شکنجه‌گاه‌های عراق، الگویی از صبر و مقاومت را به نمایش گذاشته بود، در جمهوری اسلامی ایران، شایع شد که ایشان به شهادت رسیده است. مجالس بزرگداشت و سخنرانی‌های شخصیت‌هایی چون شهید رجایی و تعطیلی و عزای عمومی در شهرستان قزوین و شرکت آیات عظام: سید هاشم رسولی، یوسف صانعی و محمدعلی نظام زاده، از سوی حضرت امام خمینی (ره) در مجلس یادبود ایشان و ابلاغ تسلیت امام امت؛ ابعادی از شخصیت این عالم عامل را روشن ساخت و دولت عراق نیز، از این طریق وی را به‌عنوان یک روحانی سرشناس، شناسایی کرد.


بدون تردید، دوران مشقت‌بار ده‌ساله اسرای ایرانی در اردوگاه‌ها و زندان‌های عراق، سرانجامی عزت بخش و افتخارآفرین داشت.

تسلیم‌ناپذیری، همزیستی آرام و ایثارگرانه، همراه با امید و نشاط، تحمل ناملایمات و تلخ‌کامی‌ها، تلاش در جهت سالم نگه‌داشتن جسم و روح، رشد فضیلت‌های اخلاقی و علمی و مواردی از این قبیل، ویژگی عمده آزادگان سرافراز، در این دوران بود، دورانی که حرکت کلی اسیران ایرانی در اردوگاه‌هایی که سید علی‌اکبر ابوترابی حضور داشت، تحت هدایت مستقیم و غیرمستقیم قوهای عاقله، قرار داشت و رهبری خردمند، خط مشی کلی اسارت را، به‌ویژه در بحران‌ها و تندبادهای سخت آن، حکیمانه تبیین می‌کرد.

سید علی‌اکبر ابوترابی، نمودار تحمل، مقاومت، خدامحوری، آرامش، تواضع و در یک‌کلام، مجمع خوبی‌ها، انسانی دوست‌داشتنی و رازداری امین و گره‌گشای بود.

ازاین‌روست که با تصور واژه «آزادگان، ابتدا تصویر او بر آیینه خاطرها نقش می‌بندد. همان کسی که پناهگاه اسیرانی مظلوم و در بند بود و مانند پدری مهربان، آن بندگان مجاهد و بی‌توقع خدا را، در سایه‌سار محبت خویش، جای می‌داد و گرد غم و اندوه را از چهره آنان، می‌زدود تا یأس و طرد و رکود و اختلاف و کسالت، از جمع آنان رخت بربندد و امید و جاذبه و تحرک و اتحاد و نشاط، جایگزین آن شود.

پس از اسارت

سرانجام پس از گذشت 10 سال، سید علی‌اکبر ابوترابی، که به‌حق «سید آزادگان» لقب گرفته بود، باعزت و سربلندی به میهن اسلامی بازگشت.

سید علی‌اکبر ابوترابی هیچ‌گاه از تلاش و فعالیت خسته نشد و در زندگی سراسر تلاش و مبارزه خود، هماره درصدد به دست آوردن رضای الهی بود.

نمایندگی ولی‌فقیه در امور آزادگان و نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پس از آزادی، در کنار نام او قرار گرفت ولی او تغییری نکرد. همان روحانی بی‌ادعای بی‌اعتنای به چرب و شیرین دنیا باقی ماند و جز به خدا و تلاش برای آسایش و کمال خلق خدا نیندیشید».


سید علی‌اکبر ابوترابی که تمام زندگی‌اش عشق به اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) بود و بر اساس این عشق، وجدش آفتابی شده بود، با آن‌که نشان شکنجه‌های رژیم پهلوی و بعث عراق را در پیکر داشت و سختی‌های بسیاری را تحمل کرده بود، ولی آرام‌بخش رنج مردمان بود. او شجره طیبه‌ای بود که سر به آسمان ساییده بود و محنت‌های زمینیان در برابرش حقیر و خوار می‌کرد

او ستاره شب اهل عشق بود و همچون ابر با طراوتی، باران برکات آسمانی خویش را، بی‌هیچ توقعی، نثار دل دوستان می‌کرد.

دوازدهم خردادماه سال 1379، روزی است که روح ملکوتی این سید بزرگوار به همراه پدر جلیل‌القدرش در مسیر زیارت حضرت ثامن‌الحجج (ع) از قفس تن جدا گشت و در جایگاه ابدی اهل تقوی آرام گرفت.

این شهید و عالم وارسته چنان مقبولیتی در کشور و میان مردم و مسئولان داشت که رهبر معظم انقلاب بعد از انتشار خبر درگذشت این مجاهد خستگی‌ناپذیر و عالم نستوه و پدر بزرگوارشان پیامی صادر کردند که در بخش از این پیام چنین آمده بود:«با اندوه و تأسف فراوان، خبر درگذشت عالم مجاهد و خستگی‌ناپذیر، حجت‌الاسلام آقای حاج سید علی‌اکبر ابوترابی و پدر بزرگوارشان آیت‌الله آقای حاج سید عباس قزوینی ابوترابی را دریافت کردم... ان‌شاءالله در بهشت رضای خداوند که پاداش یک‌عمر مجاهدت و صبر و استقامت و پاک‌دامنی آنان است، مستقر گردیدند... پسر، پس از سال‌ها حضور در میدان‌های مبارزه‌ای دشوار با نظام طاغوتی و پس از مشارکت شجاعانه در صحنه جنگ تحمیلی، سال‌های دراز، محنت اسارت در دست دشمن نابکار و فرومایه را چشید و مبارزه‌ای دشوارتر از گذشته را در اردوگاه‌هایی آغاز کرد که او در آن‌ها، همچون خورشیدی بر دل‌های اسیران مظلوم می‌تابید و چون ستاره درخشانی، هدف و راه را به آنان نشان می‌داد و چون ابری فیاض، امید و ایمان را بر آنان می‌بارید....این‌جانب، حادثه تأسف‌بار این پدر و پسر عزیز را به همه بازماندگان و دوستان و ارادتمندان ایشان و به همه آزادگان گرامی ... تسلیت می‌گویم و علو درجات آنان را از خداوند بزرگ مسألت می‌کنم.»

پیکر پاک شهید حجت‌الاسلام سید علی‌اکبر ابوترابی در صحن آزادی حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: