• پنجشنبه ۱۵ آذر ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 979-3594-5
  • خبرنگار : 59006
  • منبع خبر : گزارش

جریان زندگی در تحریریه ایسنا قزوین

قزوین- فلسطین شرقی- ابتدای توحید- جهاد دانشگاهی قزوین؛ پله‌ها را که آمدید پایین (طبقه منفی یک) سمت چپ اولین در، وارد یک فضای کوچک اما اثرگذار می شوید، اینجا زندگی جریان دارد؛ اینجا تحریریه ایسنا در قزوین است.

به گزارش ایسنا منطقه قزوین، ایسنا را همه می‌شناسند اگرچه بعضی‌ها هنوز هم می‌گویند ایسنا همان اینترنت است! اما همان‌ها هم ایسنا را می‌شناسند، شاید برای شما هم سؤال پیش‌آمده که کدام خبرنگاران شاخص در این دفتر مشغول به کار هستند که این حجم از تأثیرگذاری را دارد، توجه شما را به معرفی خبرنگاران این مجموعه جلب می‌کنم. (یادآور می‌شود از آقایان معتمد، قنبری، عابدینی هم تشکر می‌کنم اما چون در استان قزوین دُور، دُورِ بانوان است، گزارش را به شیوه کاملاً جانبدارانه به خانم‌های همکارم اختصاص دادم).

طهورا قلی‌پور برزگر: اگر فعالیتی در اینستاگرام دارید قطعاً وی را دیده‌اید، همان فردی که اینستای تأثیرگذاری به آدرس @tahoora_gholipoor دارد، میزان تأثیرگذاری صفحه اینستایش در تصمیمات شهری را نمی‌دانم، اما می‌دانم به‌قدری اینستا در زندگی خودش تأثیر دارد که وقتی یک روز اینستایش بالا نمی‌آمد و این مشکل تا نصف روز ادامه داشت، به‌محض درست شدن اینستا، ما را ناهار مهمان کرد؛ حتی گزارش او با نام «قفسه‌های کتاب یا استودیو اینستاگرام» (آخرین گزارش منسوب به وی در ایسنا) هم گریزی به اینستا زده که بسیار مورد تائید خانم ملاحسنی قرارگرفته، برخلاف حوزه انتخابی‌اش (حوادث، البته در همه حوزه‌ها فعال است) دارای روحیه لطیفی است، در سرش هوای خبر است و به دنبال سوژه‌های جنجالی؛ حسینی وی را خلاق و ایده‌پرداز می‌داند و ملاحسنی می‌گوید: تیترهایش جذاب است و اگرچه به من می‌گوید من را دوست نداری اما من دوستش دارم (به‌قدری ابراز احساساتش صادقانه است که اشک در چشم‌های همه حلقه می‌زند).

 سردبیر محترم نیز تأکید می‌کند بنویس همه بی‌سواد هستیم (قهقهه حضار) و این داستانی است که اشاره دارد به سخن یکی از اهالی مثلاً رسانه که خبرنگاران فعال را خبرنگار نما می‌داند، داداشی عکاس مجموعه وی را بچه فعال الوندی خطاب می‌کند و معتقد است که به‌زودی الوند را به استان تبدیل می‌کند و این را از استوری هایش فهمیده است چراکه می‌گوید: قلی پور فعال فضای مجازی است به‌خصوص در حوزه آقای گروسی فرماندار البرز، رحمانی هم می‌گوید: بی‌شیله‌پیله و بامعرفت و پاک، صاف و ساده است، یکی از دوستانی که می‌شود به او اعتماد کرد، اما متذکر می‌شوم که دفتر خاطرات که نیست از جنبه کاری باید توصیف کنی می‌گوید: آهان! مصمم، باعلاقه و بااستعداد در عرصه رسانه.

ملاحسنی می‌گوید: این را هم بنویس که باید از الان در صف امضا از قلی پور باشیم چراکه سال هزار و چهارصد سالی خاص برای اوست طهورا می‌گوید: نه نویس نمی‌خواهم از این فرصت برای تبلیغات استفاده کنم ولی من مهربان‌تر از این حرف‌ها هستم و می‌نویسم و می‌گذارم که تبلیغ کند...

رقیه ملاحسنی: ایکنا خانم! لقب وی در خبرگزاری ایسنا است چراکه تابلو سوژه‌ها معمولاً اسم خانم ایکنا خالی است و می‌گویند باید بیشتر به ایکنا برسد، اما دل رئوف رقیه اجازه نمی‌دهد که ایسنا را فراموش کند و گاه‌گاهی برای ایسنا هم‌قلم می‌زند آن‌هم چه
قلمی که در صفحه اول ایسنا کشوری خودنمایی می‌کند و ما باید پزهایش را تحمل‌کنیم. (مثلاً ما حسود هستیم)

قلی پور می‌گوید: دغدغه فرهنگی بالایی دارد و مسئول خوبی در حوزه فرهنگی می‌شود البته اگر اقدام کند! ولی بنده حقیر معتقد هستم که باید پارتی خوبی داشته باشد همان‌طور که معاونتش در کتاب «یادت باشد» سبب ملی ‌شدن کتابشان شد اگر پارتی داشت امروز وضعیت فرهنگ به‌خصوص کتاب‌خوانی را در استان تغییر می‌داد.

زهرا حسینی که با گفتن «ایکنا خانم» می‌خواهد دق و دلش را خالی کند با نگاه ملاحسنی نظرش را برمی‌گرداند و می‌گوید: عِرق و سرعت عملش! از حماسی خواندن اخبارش پشت تلفن نیز تعریف می‌کند و سرگرم بررسی خبرهای پرتال می‌شود.

رحمانی وی را خواهر انقلابی و شهید زنده خطاب می‌کند و نظر دیگری ندارد؛ داداشی نیز معتقد است: ملاحسنی عاشق ایکنا است و ایکنا با ملاحسنی معنا پیدا می‌کند و در حوزه شهدا فعال است، داداشی با لحنی حماسی می‌گوید: «یادت باشد» و می‌خندد (ملاحسنی است دیگر حتی در گزارش مربوط به ایسنا هم باید از ایکنا بنویسم از بس ایکنا را همه‌جا رواج داده است).

سردبیر محترم که حسابی سرگرم خبر است بعد از بارها پرسیدن هنوز هم به من توجهی نمی‌کند و من را یاد مسئولانی می‌اندازد که باوجود پیگیری‌های بسیار، همچنان خبرنگاران را می‌پیچانند و می‌گویند شاید وقتی دیگر!

ممکن است تعجب کنید، هم‌اکنون سردبیر محترم خبری مربوط به کنگره شهدا بارگذاری می‌کند، همه می‌دانیم که ملاحسنی خودش برای کنگره وزنه حساب می‌شد و به اعتقاد همکاران در آینده به درجه جانبازی نائل می‌شود؛ عبداللهی با اندکی تأمل می‌گوید: آرام و متین است که با مخالفت قلی پور روبه‌رو می‌شود اما سردبیر معتقد است که ملاحسنی معمولاً آرام است ولی وقتی پای حق در میان باشد مانند یک آتش‌فشان فوران می‌کند، در همین حین حسینی خودپرداز را مثال می‌زند من هم شما را ارجاع می‌دهم به گزارش «پول خواری خودپرداز بانک از خبرنگار» اثر خانم ملاحسنی تا ببینید چقدر پیگیر است.

سیده زهرا حسینی فلاح: تاریخ زنده ایسنا و شهید آینده، دبیر خبر ایسنا که همواره با صبر و حوصله اخبار را ویرایش و بارگذاری می‌کند اما امان از روزی که خبری اشتباه باشد با استرس و عصبانیت به سراغت می‌آید، وی سابقه طولانی در خبرگزاری دارد و سردبیری، دبیری و خبرنگاری ایسنا را تجربه کرده و ما نیز به وی احترام می‌گذاریم، به لطف ایشان بخشی از دفتر به گلخانه تبدیل‌شده است و هرروز باید به گل‌هایش رسیدگی کند.

ملاحسنی می‌گوید: تعصبش به ایسنا زیاد است و گاهی خط‌کشی‌هایی انجام می‌دهد (منظورش را من می‌دانم همان بحث ایکنا و ایسنا را می‌گوید که ما دائم اینجا شاهد این بحث بین دو فرد مذکور هستیم) دیگر زبانش بندآمده؛ اما یادش می‌آید که می‌خواست بگوید هیچی ایکنا نمی‌شود و این ایکنا را چنان با تعصب می‌گوید که نگو. اضافه می‌کند زهرا بسیار مهربان و دلسوز و نسبت به خبر حساس است، سرعت عملش خوب است و از مادر زهرا هم تشکر می‌کند که هر از چند گاهی ما را شرمنده دست‌پخت خوبش می‌کند.

سراغ قلی پور می‌روم اما طهورا در کنار سردبیر در حال سوژه پردازی است و دارد تیترهای طلایی نهفته در مغزش را به سردبیر می‌گوید؛ ملاحسنی خودش را به بحث اضافه و تأکید می‌کند که این ایرادات را برطرف کن اما سردبیر همچنان طهورا را تائید می‌کند و بازهم ملاحسنی قانع نمی‌شود، حالا که ختم به خیر شد، طهورا می‌گوید: شهید زنده‌ای که دغدغه محیط زیستی فراوانی دارد و به فکر کمبود و بحران آب است که با تائید بسیار ملاحسنی روبه‌رو می‌شود.

داداشی نیز می‌گوید: حسینی فعال و پراسترس، یک دوست مهربان که خیلی فعال است و انرژی دارد، بازهم تأکید می‌کند پراسترس و فوق‌العاده مهربان است.

سردبیر که از سؤال‌هایم کلافه شده است (شاید نمی‌خواهد نظرش را با شفافیت بیان کند مانند نمایندگان مخالف «طرح شفافیت آرا در مجلس») می‌گوید: خانم حسینی که تاریخچه ایسنا است و از وقتی یادم هست در ایسنا بوده، ملاحسنی یادش می‌آید که باید می‌گفت بار سنگین خبرها بر دوش حسینی است اگرچه در برنامه‌ها حضور ندارد (نمی‌دانم حالا چه شده که ملاحسنی این‌طور می‌گوید شاید اشاره به فردی دارد که خانم حسینی را خبرنگار نمی‌داند، من هم نمی‌دانم فرد خاطی کیست که ملاحسنی این‌قدر برافروخته شده است!) رحمانی بازهم خودش را راحت می‌کند و با گفتن سه کلمه استاد، دوست و الگو تعاریفش را به پایان می‌رساند.


عبدالهی که همچنان منتظر است گزارش سریع آماده شود، میز نامرتب من را بهانه می‌کند و می‌گوید: همیشه میزت نامرتب است (مانند مسئولانی که وقتی موضوعی به مذاقشان خوش نیاید در را به تخته ربط می‌دهند و نمی‌خواهند که از موضعشان پایین بیایند حتی اگر حق با آن‌ها نباشد).

اعظم داداشی: اگر در مراسم‌ها دختری دوربین به دست دیدید که برای ثبت لحظات به‌یادماندنی در قاب دوربینش سختی‌های فراوانی متحمل می‌شود و حتی با بادیگاردها دعوا می‌کند تا عکس دلخواهش را بگیرد او همان عکاس ایسناست که نگاه و زاویه دوربینش را همه دوست دارند.

همان اول کلام بگویم که می‌دانم گرفتن عکس و نیاوردن آن خصلت همه عکاس‌ها است اما از این تریبون اعلام می‌کنم، اعظم؛ عکس خانم عبدالهی که دو سال پیش گرفتی، عکس خانم حسینی، وعده عکس بنده و هزاران وعده دیگرت را عمل کن اگرچه هنوز هم دو سال وقت داری که بتوانی وعده‌ات را به تأخیر بیندازی و بعد هم بگویی تقصیر عکاس قبلی بوده است.

حسینی می‌گوید: عکاس را با دوربینش می‌شناسیم اگر نیاورد انگار چیزی کم دارد و به همان داستان عکس گرفتن و نیاوردن اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: کسی که برایمان تازگی داشت و تنها عکاس خانمی که باحجاب در مراسم‌ها حضور پیدا می‌کرد باوجود سخت بودن هنوز هم به چادر مقید است.

عبدالهی می‌گوید: نگاهش را دوست دارم و تبیین می‌کند منظورش زاویه و نگاه دوربینش است، ادامه می‌دهد که اعظم در عکاسی پیگیر است و در این زمینه مطالعه می‌کند، قلی‌پور هم که احساس می‌کند اعظم آدم پایه‌ای است (شاید می‌خواهد با این جمله اعظم از او عکس بگیرد) می‌گوید زاویه نگاهش را دوست دارد (اگرچه اعظم دختری دوست‌داشتنی است ولی چه کنیم که همه زاویه نگاهش را دوست دارند و ملاحسنی هم به این اشاره‌کرده است) و خیلی حرص می‌خورد و استرس دارد.

ملاحسنی بازهم به ایکنا اشاره می‌کند که داداشی در بحث خبرگزاری ایکنا عکس‌های خوبی گرفته است. یکی از عکاس‌های خانم خوب استان است، معمولاً وقتی همه از یک موضوع واحد عکس بگیرند زاویه انتخابی اعظم خیلی خوب است و از بهترین گزارش‌هایش هم می‌توان به افطاری در محل کار اشاره کرد (انصافاً این گزارش را حتماً نگاه کنید). البته تأکید می‌کند که با اعظم یک
نقطه مشترک دارد که هیچ‌کس ندارد. (این نقطه مشترکی که می‌گوید همان فریم عینکشان است)

مهسا رحمانی: خبرنگار فعال ایسنا در تاکستان، دانشجویی که خبرنگاری را دوست دارد و کارش را با ایسنا آغاز کرده است، حسینی می‌گوید: اعتمادبه‌نفس بالایی دارد و البته باوجود آشنایی تازه‌اش و کم سن و سالی خبرنگار خوبی است، علی‌رغم دانشجو بودن پیگیر اخبار است، لبخند ریزی می‌زند و می‌گوید سوژه پرداز است و تازه‌نفس!

عبدالهی می‌گوید: یکی از دانشجوهای فعال و علاقه‌مند به خبر است؛ گاه با او تندی کردم ولی خودش می‌داند که صلاح کار او را می‌خواستم.

ملاحسنی می‌گوید در تاکستان فعال است مانند قلی‌پور که در الوند بهترین خبرنگار است، مهسا نیز در تاکستان جزو شاخص‌ترین خبرنگارهاست.

زهرا عبدالهی (تأکید می‌کنم زهرا عبدالهی بدون پسوند): سردبیر خبرگزاری وزین ایسنا که از پس خبرگزاری به‌خوبی برآمده و شاهد فضای صمیمانه، تأثیرگذار درعین‌حال حرفه‌ای در خبرگزاری هستیم؛ همیشه با نگاهش می‌فهماند که سوژه‌هایی که گفتم پس چه شد! ما هم که از مهربانی‌اش سو استفاده می‌کنیم، می‌گوییم به‌زودی؛ وی در نویسندگی نیز افتخارات بالایی در استان کسب کرده و مایه افتخار ما است.

ملاحسنی که از ابتدا به دنبال کلامی می‌گردد که بتواند جای بیشتری در دل سردبیر باز کند، از اولین دیدارش با سردبیر در اتوبوس که سال‌های قبل رخ‌داده می‌گوید، همین موقع سردبیر تأکید می‌کند که خبر کنگره شهدا را بگذارید اصلاً این ملاحسنی گره‌خورده با
شهادت و شهدا که انشالله نصیبش می‌شود، خانم حسینی ناراحت است چرا همش از ملاحسنی می‌پرسی، اما خبری مهم رخ می‌دهد و همه از گزارش من فاصله می‌گیرند، می‌روم سراغ قلی پور، می‌گوید: به معنی واقعی کلمه سردبیر است، حالا منظورش چیست را نمی‌دانم قطعاً مثل ملاحسنی می‌خواهد جای بیشتری در دل سردبیر باز کند و عزیزم گفتن‌های سردبیر را نصیب خود کند، می‌گوید: همراه؛ اما یادش می‌رود چه باید بگوید!

ملاحسنی باز به سابقه آشنایی‌اش با سردبیر اشاره می‌کند که مجبور می‌شوم بنویسم، که سردبیر ما نیز زمانی کارشناس روابط عمومی ارشاد بوده؛ «کارشناس کار درست»، هنگامی‌که تصادفی داخل اتوبوس صحبت می‌کردند تازه متوجه شدند که ملاحسنی خبرنگار است، ملاحسنی شماره‌اش را می‌گیرد و وارد گوشی می‌کند، تازه می‌فهمند که از قبل باهم آشنا هستند و پیش‌ازاین بارها باهم تلفنی صحبت کرده بودند، ملاحسنی معمولاً شهدا را بیشتر یادش می‌ماند تا افراد داخل گوشی‌اش!

در همین هنگام طهورا با گفتن «بت آرامش» انتهای چاپلوسی خود را نشان می‌دهد، ملاحسنی تأکید می‌کند در بین مدیران خانم و آقا در رسانه‌ها خانم عبدالهی یکی از موفق‌ترین‌هاست که در دو خبرگزاری فعال است و در کنار آن در نگارش کتاب و داستان کوتاه فعال است و دو کتابش در مراحل چاپ و انتشار است؛ که این امر نشان از توان بالای خانم مدیر دارد، ادامه می‌دهد ای‌کاش از این ظرفیت در سطح استان بیشتر استفاده می‌شد (به قانون 30 درصدی مدیران خانم اشاره می‌کند)؛ آهی بلند می‌کشد، نمی‌دانم به خاطر این‌همه تعریف هست یا نه! ناگهان یادش می‌آید که خانم عبدالهی دو سال است که قرار است نوشته‌هایش را بیاورد ملاحسنی بخواند که هنوز هم اتفاق نیفتاده است.

داداشی معتقد است عبداللهی همیشه دست‌به‌قلم و دلسوز است، او هم عبدالهی را «الهه صبر» می‌خواند (بالاخره مدیر که باشی اطرافیانت باید از این کلمات قلمبه سلمبه پیدا کنند تا از تو تعریف کنند) دختری که کارش را بلد است و در هر شاخه‌ای که وارد می‌شود موفق است و همیشه برای کار و هدفش خیلی می‌جنگد و با گفتن امیدوارم موفق باشد توصیفات خودش را ختم می‌کند.
حسینی نیز قلم زهرا و آینده‌اش را درخشان می‌داند و روزی را می‌بیند که برای سریال‌های تلویزیون ایران فیلم‌نامه می‌نویسد، شاید این‌طور ملاحسنی بتواند نوشته‌هایش را بخواند، حسینی تأکید می‌کند: عبدالهی معنویات را به مادیات ترجیح داده و پول را کنار گذاشته (اشاره به شغل سابق عبداللهی دارد) و آمده اینجا؛ عدالت، امامت (البته ایشان گفتند مدیریت) و همراهی، این‌ها اصول دین نیستند بلکه نظر حسینی در مورد عبدالهی است.
رحمانی می‌گوید: یکی از انسان‌هایی...
 اما زمان می‌خواهد تا جمله‌ای در شأن سردبیر پیدا کند و درنهایت می‌گوید: بانوی فرهیخته (این را اغلب در دعوت‌نامه‌های فرهنگی دیده بودم) ادامه می‌دهد: دوست، همکار و سردبیری باانگیزه.

آرزو یارکه سلخوری: نگارنده حقیر هم که معرف همه هستم همان خبرنگار توانمند که در همه جشنواره‌ها که حقش را خوردند و همواره بر روی پوست موز نشان ایسنا را حک می کند تا حضور ایسنا در جلسات را یادآور شود، همیشه هم به قرارهایم دیر می‌رسم، اگرچه نمی‌خواستم از خودم بنویسم اما اصرار بیش‌ازحد همکاران سبب شد که خودم را هم معرفی کنم اما شما این را خیلی جدی نگیرید.
عبداللهی می‌گوید: هر وقت می‌خواهیم وی را معرفی کنیم، می‌گوییم بهترین خبرنگار استان که تحصیلات آکادمیک در این حوزه دارد، (کافی است که فرصت دهیم تا همه دق و دلشان را بگویند اما من که خودسانسور نیستم مجبورم این‌ها را هم که در ادامه می‌خوانید را بنویسم)، عبداللهی ادامه می‌دهد: آرزو تلگرامش را چک نمی‌کند، همیشه هم پیامی با متن «سلام» می‌دهد و می‌رود تا چند ساعت پیدایش نمی‌شود (این خصلت مثبت بنده مورد تائید همگان قرارگرفته است بنابراین اعلام می‌کنم کسی سلامم را پاسخ نمی‌دهد و سرها در گریبان است)

ملاحسنی می‌گوید: همسایه خانه به خانه من است (منظورش این است که صندلی‌اش در تحریریه کنار صندلی من قرار دارد) موقعی که آرزو در دفتر حضور ندارد جای خالی‌اش خیلی احساس می‌شود و در این مدت که مرخصی بود، نبودش به‌شدت احساس می‌شد. یکی از خبرنگاران پرتلاش است که دنبال سوژه‌هایی می‌گردد که بقیه خبرنگاران دنبال آن سوژه‌ها نمی‌روند، قلمش را دوست دارم به‌خصوص گزارش امیرحسین (می‌توانید به گزارش 6 سال زندگی با گله مراجعه کنید)، وقتی خواندمش شوکه شدم که آیا در این استان پیشرفته هنوز هم‌چنین مواردی وجود دارد. البته به خاطره‌ای (با توجه به سابقه بنده در مورد گزارش نوشتن از دعانویسی و دادن آدرس دعا نویسان) هم اشاره می‌کند که یک روز همه همکاران به خانه آرزو رفتیم و برایمان فال قهوه گرفت.

خانم حسینی نیز می‌گوید: آرزو! اوووو از دوران نوجوانی می‌شناسم، سابقه خبری‌اش بیش از من است و پیشکسوت است، به مانیتور زل زده است و حسرت را در نگاهش می‌توان دید، زمانی که از آرامش خاص من سخن می‌گوید: امیدوارم بتوانم از صبرش الگو بگیرم.

قلی پور می‌گوید: غیرقابل‌پیش‌بینی است و نمی‌توانی او را بشناسی، رحمانی نیز می‌گوید: کشف‌نشدنی زیبا؛ داداشی نیز می‌گوید: خیلی آرام و مهربان است، فعال و نکته‌سنج عمیق، گزارش‌گر فعال با سوژه‌های ناب با چشم‌های آبی (حالا هدفش از بیان رنگ آبی چیست نمی‌دانم).

16 آذر سالروز تولد ایسناست، اولین خبرگزاری غیردولتی که همواره آزادانه به بیان مسائل اجتماعی می‌پردازد، تحریریه ایسنا در قزوین ضمن تبریک تولد ایسنا به همه اعضای این خبرگزاری همچنان فعال و پرامید برای ساختن جامعه‌ای بهتر تلاش می‌کند.

انتهای پیام

لینک های مرتبط

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: